الشيخ محمد تقي بهجت

349

جامع المسائل ( فارسي )

[ كتاب الصيد ] فصل اوّل آلات صيد حلال و مذكَّى نمىشود به سبب اصطياد بدون ذبح و نحر ، حيوانى كه ممتنع است به اصل مگر به واسطهء كلب معلَّم ، نه با سائر حيوانات شكارى اگر چه معلَّم يعنى آموخته براى شكار شده باشد . و فرقى بين اقسام كلاب معلَّمه نيست . و غير كلب معلَّم ، فرقى بين طيور معلَّمه و سائر حيوانات معلَّمه نيست در عدم حلّ . 1 - اسلحهء شكار تيزى در اسلحه و اما آلت اصطياد به غير حيوانات ، پس آن چه مشتمل بر آهن تيزى باشد كه اصابتش با تيزى آن است ، مثل شمشير و نيزه و تير و چاقو و خنجر و نحو اينها حتى عصاى كوچكى كه در طرف آن آهن تيزى باشد ، موجب حلَّيت مقتول با آن است با تسميه در حال زدن با آنها ، و اختصاص به اسلحه متعارفه ندارد ، بلكه مطلق آلات حديديّهء قتّاله مثل شمشير و نيزه است در صورت صدق سلاح . اعتبار شكافندگى و بايد آلت خارقه باشد و داخل حيوان بشود اگر چه كمى باشد نه آن كه با ثقل ، قاتل باشد ؛ و حديد بودن آلت در حال اختيار احوط است . و آن چه اصابت به عَرْض مىكند و مشتمل بر حديد است مثل معراض حلَّيت با آن